نظریه یادگیری رفتارگرایی

نظريه يادگيري رفتارگرايي و تداعي گرايي 
( واتسون ، پاولف
  ، ثورندايك ، هال ، اسكينر ، گينه )  

 

 

 - به اعتقاد اين گروه يادگيري در اثر ارتباط بين محرك و پاسخ صورت مي گيرد.

- از طريق تقويت مي توان ارتباط بين محرك و پاسخ را قدرت بخشيد يا ضعيف كرد.

- يادگيري دانش را مي توان به اجزاي خرد تقسيم كرد و اجزاي خرد را از طريق فرمول محرك پاسخ آموزش داد.  

 

فرايند آموزش و يادگيري در این دیدگاه                                       

 بقیه در ادامه مطلب 

ادامه نوشته

ارزشيابي با رويكرد شناخت گرايي

ارزشيابي با رويكرد شناخت گرايي 

1- علاوه بر آزمون هاي عيني از آزمون هاي انشايي و بازپاسخ نيز استفاده مي شود.

2-  از هر ابزاري براي سنجش و ارزشيابي استفاده مي شود بايد متناسب با رشد سني و شناختي دانش آموز باشد.

3- تكاليف متناسب با سطح توانايي فردي آنها تعيين مي شود (منظور جلوگيري از تخريب علايق او )

4- تكاليف به گام هاي كوتاه تقسيم مي شود تا براي توسعه شناخت از گام ساده به پيچيده استفاده شود.

5- فرايند كسب دانش مورد ارزيابي قرار مي گيرد.

6- دانش ، مهارت و عادتهاي كاري را كه دانش آموز در انجام تكاليف به كار مي برند مورد قضاوت قرار مي گيرد.

نظریه یادگیری شناخت گرایی

نظريه يادگيري شناخت گرايي(گشتالت ، برونر ، پياژه  )Cognitive 

 

- يكي از نظريه هايي كه در آموزش نقش ارزنده اي را ايفا كرده است نظريه شناخت گرايي است .

شناخت گراها برخلاف رفتارگرايان به جاي تأكيد بر رفتار قابل مشاهده ، فرايندهاي عالي ذهني مانند تفكر ، تعقل ، ادراك و مسئله گشايي را مورد توجه قرار مي دهند.

- يادگيري فرايندي دروني است كه حافظه ، انگيزش و تفكر نقش مهمي  در  آن بازي مي كنند.

- در نظريه يادگيري فرايندي است كه طي آن دانش و اطلاعات به وسيله خود يادگيرنده :

كسب مي شود، پردازش مي گردد، دست كاري مي شود

و به ياد سپرده مي شود .

سپس دانش و اطلاعات كسب شده در موقعيت مناسب به وسيله خود يادگيرنده به ياد آورده مي شود .سازماندهي مي شود و با دانش جديد پذيرش مي شود.


شناخت گرايان معتقدند يادگيري بر چهار عمليات ويژه استوار است.

 

        دريافت محرك ها يا اطلاعات

        پردازش اطلاعا ت

        نگهداري و ذخيره اطلاعات

        انتقال اطلاعات

در تدريس شناخت گرا 

  بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

ارزشیابی با رویکرد ساختن گرایی

ارزشيابي با رويكرد ساختن گرايي

1- به جاي ارزشيابي محصول ، فرايند ساخته شدن محصول و توليد دانش ارزيابي مي شود. چگونگي ساختن دانش مهم تر از ارزشيابي فرآورده هاي يادگيري است.

2- در رويكرد ساختن گرايي معلمان از طريق چك ليست و يا مشاهده ي فراگيران در حين ساختن چيزي، انجام تحقيق و همكاري و همياري با هم كلاسي به گردآوري اطلاعات اقدام مي كنند.

3- معلمان مجموع يا گزيده اي از كارهاي فراگيران در طي يك دوره ( محصولات و فرآيندها ) كه نشانگر گرايش هاي فردي فراگير است را نگه مي دارند. ( ارزشيابي پوشه اي)

4- معلمان براي فعاليت هاي پروژه اي اهميت زيادي قائلند و از فراگيران ميخواهند نمايشگاهي از عملكردهاي خود را در معرض ديد سايرين قرار دهند. اين كار به طرق گوناگون ، نشان مي دهد كه دانش آموزان چه مي دانند و قادر به انجام چه كاري هستند همچنين معلمان عموماً از دانش آموزان مي خواهند دست به خود ارزشيابي بزنند.

5- از آزمون هاي بازپاسخ و عملكردي براي ارزشيابي 
دانش آموزان استفاده مي شود.

6- معلمان اندازه ي اثرگذاري تمرين هاي ارائه شده براي دانش سازي را مي سنجد و انتظارات به وجود آمده را بررسي مي كنند.

7- ارزشيابي با تدريس در هم آميخته است و با مشاهدات معلم و به كارگيري روش ها و ابزاري جديد صورت 
مي گيرد.

8- مطلـــوب ترين حالت آن است كه ارزشيابي از يادگرفته هاي دانش آموزان با توجه به نحوه ي عملكرد آنها در محيط هاي واقعي انجام پذيرد.

نظزیه یادگیری ساختن گرایی

نظريه هاي يادگيري ساختن گرايي (Constructivism)
( ديويي ، پياژه ، ويگوتسكي ، برونر ، آزوبل )
   

 

        اصول ساختن گرايي بر پايه آگاهي از يادگيري استوار است و پيام اصلي آن اين است كه دانش به يادگيرندگان منتقل نمي شود بلكه يادگيرندگان دانش را خود براي خود مي سازند. به عبارت ديگر فراگيران به شكلي فعال ، اطلاعات جديد را به اطلاعات قبل ارتباط داده و خود دست به ساختن دانش مي زنند.

        هدف نهايي ساختن گرايي ، حمايت از دانش آموزان است تا آنها را به متفكراني خلاق و حل كننده ي مسائل تبديل كند. دانش آموزي فكور كه قدرت استفاده از آموخته هاي خود را دارا باشد براي تحقيق اين هدف معلمان راهبردهاي آموزشي را به شكلي تدوين مي كنند كه فراگيران خودشان اصول و قواعد را كشف نموده و به طور فعال درباره موضوعات بحث كنند.

        در رويكرد ساختن گرايي ، در سراسر فرآيند يادگيري بر مهارت در حل مسئله ، تفكر انتقادي ، تجزيه و تحليل ، آفرينش و ارزشيابي تأكيد مي كند.

تدريس ساختن گرا

 

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

ساختار آموزشی مونته سوری ١

ساختار آموزشی مونته سوری ١

(بخش دوم)

 

#مونته_سوری👇

ساختار آموزشي مونته سوري به سه گروه تقسيم مي شود:

کودکان از يک تا سه ساله.

کودکان از سه تا شش ساله.

کودکان از شش تا دوازده ساله

 

سن ٣ تا ٦ سالگي

 

همان روش ها را ادامه دهيد. آموزش بايد آزادانه، در طبيعت و زنده و همراه با بازي و شادي باشد.

 

-در زمينه جغرافيا يک کره جغرافي در اين سن کمک بزرگي است. آگاهي کودک را پيرامون زمين، ستارگان، درياچه و درياها با اين وسيله بالا ببريم. نام درياها و اقيانوس ها را ياد دهيم. ويديو هاي مناسب در اين زمينه زياد هستند. تماشاي غروب آفتاب. رفتن لب دريا و جمع کردن گوش ماهي و بازي با شن هم چنان زمينه فراگيري علوم هستند.

-هنگام شب با تماشاي ستارگان، به او ستاره شناسي و جهت يابي ياد دهيم.

 

* با آب بازي. درست کردن حباب با صابون، بازي با آهن ربا، باتري و لامپ هاي کوچک، شمع و چراغ قوه و ايجاد سايه ها ، دانش فيزيک او را گسترش دهيم.

در تمام اين آموزش ها بايد مانند يک کودک به آموزش نگاه کرد. بادکنک ها و ساختن بادبادک و پرواز دادن آن مي تواند بسيار کمک کند.

-فرورفتن چيزها در آب يا ماندن آن ها روي آب را با بازي و آزمايش ياد دهيم. بازي هاي بسيار ساده در يک روز زمستاني در خانه و با يک تشت آب.

 -وقت ان است که يک طبقه از يک قفسه را در خانه براي طبيعت در اختيار او بگذاريد. يک سنگ زيبا از کنار دريا، يک گوش ماهي، لانه ي افتاده يک پرنده، فسيل، برگ، گلي خشکيده مي تواند اولين موزه کوچک  طبيعت را براي او ايجاد کند.

-در حياط يا بالکن ظرفي براي غذاي پرندگان بگذاريد.

-با او به پارک برويد و به پرندگان و ماهي ها غذا بدهيد.

 

-در زمينه تاريخ پيدايش زمين و قصه هاي گذشته با او حرف بزنيد.

-داستان ادم هاي معروف را تعريف کنيد.

-با نقشه، کره، پرچم ها در باره کشورها به او بياموزيد. -در باره لباس ها، رقص ها، موسيقي کشورهاي مختلف با عکس و فيلم به او بياموزيد.

-يک موزه کوچک هنر برايش ايجاد کنيد. يک طبقه از يک قفسه کافي است.

-رنگ، کاغذ، قلم بايد همواره در اختيارش باشد.

-دست ها بايد به کمک فكر بشتابند تا اندازه ها را فرا بگيرد.

-اندازه ها، وزن ها، را با کمک دست و وسايل خانه به او ياد بدهيم.

-به تلفن جواب بدهد.

-عدد هاي ساده و جمع وتفريق هاي ساده را به هنگام خريد و بازي ياد بگیرد.

 

منبع:مهارتهای آموزشی دکتر شعبانی

✍آشنایی با سیستم های آموزشی🔍

آشنایی با سیستم های آموزشی🔍

ساختار آموزشی مونته سوری1 (بخش اول)

 

#مونته_سوری👉👇

 

ساختار آموزشي مونته سوري به سه گروه تقسيم مي شود:

 

کودکان از يک تا سه ساله.

کودکان از سه تا شش ساله.

کودکان از شش تا دوازده ساله

 

دوره يک تا سه ساله:

 

در يک آموزشگاه مونتسوري، کودکان در سن هاي گوناگون با هم در يک گروه کار مي کنند و آموزش مي بينند. آن ها از يکديگر مي آموزند، به يکديگر کمک مي کنند. تنبيه و تشويقي وجود ندارد. کودکان مي اموزند که از خود، از ديگران و از محيط زيستشان مراقبت کنند.

پايه آموزش بر مشاهده، آزادي شخصي و پيوند با محيط زيست نهاده شده است.

کودکان آزادند که تا هروقت خواستند بازي کنند. پس از بازي، اسباب بازي و ميز و صندلي را به جاي خود بازگردانند و يا اين که بازي نکنند.

در اين روش، آموزش پيش از تولد و حداکثر همزمان با آن آغاز مي شود.

آموزش در تمام زمينه ها، بر اين مبنا که کودک راهش را به سوي آزادي و استقلال تا به آخر بپيمايد.. به گمان وي، نظم يعني مراقبت اجتماعي و ارزش هاي آن. يعني کنترل خود، حس مسئوليت و همکاري با جمع.

 

آموزش در زمينه هاي گوناگون از تولد تا سه سالگي:

 

* موسيقي.

 موسيقي و سخن گفتن قبل از تولد آغاز مي شود. بايد کودک به موسيقي گوش کند. وسايل بازي به صورت و وسايل موسيقي باشد. کودک حتا در شکم مادر بايد موسيقي گوش کند. يک ضرب المثل زيمبابوه اي مي گويد: کسي که راه مي رود ، مي تواند برقصد. کسي که سخن مي گويد، مي تواند آواز بخواند. در طول روز براي کودکتان برقصيد. آواز بخوانيد.

 

* كشف.

 کودک در همين سن شروع به كشف جهان مي کند. با رنگ ها و شکل ها به ياري او بشتابيد. اسباب بازي ها بايد در اين زمينه به او کمک کند.

 

* زبان.

در سه سال اول بسيار مهم است. کودک را در گفتگوها شرکت دهيد. با او حرف بزنيد. لالايي بخوانيد.

 

* هنر.

بايد کمک کنيد تا هنر در زندگي کودک جاري باشد. دست هاي او را ورزش و پرورش دهيد. به او دستي بدهيد که بتواند به آن اعتماد کند. چشمي که ببيند. روحي که احساس کند.

 

کشيدن با گچ.

 بريدن کاغذ و چسبانيدن آن به ديد هنري او کمک مي کند. به ديوار اتاقش نقاشي و تصاوير هنري بياويزيد.

 

* گياه و جانور.

 فضايي از عشق به گياه و جانور بيافرينيد. با او به جنگل و به کنار دريا برويد. به صداي پرندگان و موج گوش کنيد. بگذاريد هر روز ساعتي را در طبيعت بگذراند. وقتي که راه افتاد با او به چيدن ميوه و گل برويد. برايش مدل حيوانات براي اسباب بازي بخريد. بگذاريد با گل و خاک و سنگ بازي کند.

 

* رياضي و علوم.

  يک آموزگار کافي نيست که کودکان را دوست داشته باشد و درکشان کند. او نخست بايد هستي را دوست داشته باشد و درک کند.

 

بازي با سنگ و خاک را با کودکان آغاز کنيد. نترسيد. دريا، ابرها، ستاره ها را با کودک تماشا کنيد. در اين باره با او حرف  بزنيد. مانند کودکان.

نخست خودتان باور کنيد که در بهشت زندگي مي کنيد. خانه شما توپي است که گرد حورشيد مي گردد.

با او بشماريد. وزن کنيد. با قدم زدن اندازه بگيريد. با انگشتان بشماريد. ستاره ها را، درخت ها را بشماريد.

 

* محيط زيست.

 کودکان را در تميز کردن خانه، شستن ظرف ها، گرد گيري، تهيه غذا شريک کنيد. از يک تا چهار سالگي، کودکان را به اين کارها عادت دهيد.

 

کار خانوادگي در هر سني پايه آموزش است.

 

- بگذاريد که لباس هايش را درآورد. بپوشد. نگه داري کند.

- باغباني کند. تميز کند.

- غذا بياورد. ببرد. تشکر کند. خواهش مي کنم را ياد بگيرد. خودتان بايد بگوييد و بکنيد تا او نيز فرا گيرد.

گاندي مي گويد: شادي از کار برمي خيزد.

 

* تمرکز.

 تمرکز بر هر کاري را به او بياموزيد. تمرکز بر روي ساختن يک حانه با شن. تميز کردن يک هويج. نقاشي کردن.

به هنگام کار وسايل واقعي در اختيارش بگذاريد.

همه وسايل بايد جاي مشخصي داشته و همه خانواده از آن اطلاع داشته باشند.

کودکان تنها در تجربه رشد مي کنند. در کار.

 

* آموزش

 با آموزش ، نه با تصحيح کردن. کودکان را تصحيح نکنيم، مگر در مواردي که حطرناک است. هميشه به او حق انتخاب بدهيم:( مي خواهي بروي بخوابي يا اين که اول يک قصه گوش کني!)

 

* اسباب بازي.

 اسباب بازي هاي چوبي بهتر هستند، زيرا به واقعيت نزديک ترند. اسباب بازي نه تنها در اتاق کودک بلکه بايد در محيط زندگي باشد. هنگام درست کردن يک اسباب بازي غوري به او کمک نکنيد. به او اعتماد داشته باشيد. وقتي دارد کاري انجام مي دهد، به کار او احترام بگذاريد.

 

منبع:مهارتهای آموزشی دکتر شعبانی

تذکر آئین نامه ای در ارتباط با دانش آموزان دارای رتبه نیاز به تلاش بیشتر

تذکر آئین نامه ای در ارتباط با دانش آموزان دارای رتبه نیاز به تلاش بیشتر

 

دانش آموزان دوره ابتدایی که در خرداد ماه  سطح دست یابی نیاز به آموزش و تلاش بیشتر در کارنامه خرداد آن‌ها درج می شود ، نیاز به افزایش طول دوره تحصیلی  را دارند؛ این قبیل دانش آموزان  فرصت دارند تا 15 شهریورسطح دستیابی خود را تغییر دهند .

ضمن اینکه بر اساس مصوبه جدید شورای عالی آموزش و پرورش در صورتی که دانش آموزی  در دو درس فارسی و ریاضی به صورت همزمان تا 15  شهریور ماه  نتواند  یکی از سطوح خیلی خوب، خوب و یا قابل قبول را کسب کند، در آن سال، نیاز به افزایش طول دوره تحصیل به قدر یک سال تحصیلی دیگر را دارد ؛به عبارتی این گروه از دانش آموزان تکرار پایه خواهند داشت ؛این وضعیت چنانچه بیش از دو درس  در  سایر  دروس باشد با نظر شورای مدرسه تعیین تکلیف خواهند شد .

 

تعبیر و تفسیر نتایج حاصل از مقیاس درجه بندی

تعبیر و تفسیر نتایج حاصل از مقیاس درجه بندی

چون اساس مقیاس درجه بندی، بر مشاهده استوار است، به همین دلیل اگر مشاهده، منطبق با اصول علمی انجام نگرفته باشد، و همچنین اگر برای تنظیم مقیاس درجه بندی، وقت کافی صرف نشده یا سایر اصول مربوط رعایت نشده باشد، نتایج حاصل از مقیاس درجه بندی نادرست خواهد بود. بنابراین، اولاً تعبیر و تفسیر نتایج به دست آمده از مقیاس درجه بندی، باید با توجه به موارد مذکور و با در نظر گرفتن خطاهای درجه بندی، انجام گیرد. ثانیاً اطلاعات به دست آمده از مقیاس درجه بندی، با اطلاعات به دست آمده از سایر فنون، مقایسه شود و بر اساس نتایج کلی، داوری صورت بگیرد. ضمناً، درصورتی که درمقیاس درجه بندی، نظر تمام یا اکثریت اظهار نظر کنندگان، تقریباً یکسان باشد،اظهار نظر اکثریت، نتیجه ای قابل اطمینان خواهد بود. ولی اگر در نظرها، پراکندگی و اختلاف عقیده وجود داشته باشد، به طوری که نتوان به اکثریتی قاطع رسید، می توان نتیجه گرفت که احتمالاً شرایط لازم برای استفاده از مقیاس درجه بندی فراهم نبوده، یا آنکه اصول آن رعایت نشده است. در این گونه موارد، مقیاس درجه بندی در زمینه ٔ شناخت دانش آموز، کمکی به ما نمی کند و برای شناخت دانش آموز باید از دیگر فنون ارزیابی استفاده شود.

 

منبع : مجله اینترنتی مهکام 

انواع خطاهای درجه بندی رفتار

خطاهای درجه بندی رفتار

 

در کاربرد مقیاس های درجه بندی رفتار، ممکن است درجه بندی کنندگان دچار خطا شوند. خطاهایی که احتمال دارد در این زمینه روی دهد، به شرح زیر است:

1-خطاهای هاله ای:

در خطاهای هاله ای، درجه بندی کننده تحت تاثیر یک خصوصیت، خصوصیات دیگر فرد را درجه بندی می کند، به عنوان مثال، معلم ریاضی ممکن است دانش آموزی را که در ریاضی قوی است، از نظر خصوصیات شخصیتی نیز دردرجات بالاتر قرار دهد. برای جلوگیری از این خطا، راه هایی وجود دارند که عبارتند از :

-هر نوبت، یکی از خصوصیات دانش آموز  درجه بندی شود، و مقیاسی که خصوصیات مختلف در آن گنجانیده شده، در اختیار درجه بندی کنندگان قرار نگیرد.

-در فرم مقیاس درجه بندی، در تمام خصوصیات مطرح شده، دو حد مطلوب و نامطلوب مطرح شده، (یا حداکثر افراط و حداکثر تفریط)، در یک جهت قرار نگیرد.به عنوان مثال، زمانی درجه ‌ٔ‌ عالی در سمت راست وزمانی دیگر، در سمت چپ فرم منظور شود.

-برای جلوگیری از خطای هاله ای، استفاده از روش مقایسه ای مفید است.بنابراین در مواردی که احتمال خطای هاله ای وجود دارد، از مقیاس درجه بندی مقایسه ای استفاده شود.

2-خطای گرایش به مرکز:

در این خطا، فرد درجه بندی کننده به علت گرایش به حدوسط، دانش آموزان را بیشتر در حد متوسط، درجه بندی می کند به علت آنکه آنکه شخص ممکن است برای تعیین تفاوت ها به خود زحمت ندهدیا از اینکه افراد را به صورت ضعیف و قو ی درجه بندی کند، احساس نارضایتی کند، جلوگیری از این خطا تا حدودی مشکل است. راه هایی که برای پیش گیری از این خطا به نظر می رسد، به شرح زیر است:

مقیاس درجه بندی باید طوری تهیه شود که در درجات بالا و  پایین ، عبارت هایی که دو حد افراط  و تفریط را توصیف میکند ،گنجانده نشود ؛ مثلاً اگر کلمه ها یا عبارت هایی که گویای خیلی ضعیف یا بسیار عالی هستند ، استفاده نشود .

-در تعیین درجات، فواصل مساوی درنظر گرفته نشود. در این مورد بهتر است فاصله ی درجه های انتهایی از هم کمتر، و فاصله ٔ درجات وسط از هم، بیشتر باشد.

3-خطای نرمش و ارفاق:

این احتمال وجود داردکه درجه بندی کننده ای، افرادی را که درجه بندی را می کند، با نظر ارفاق، بالاتر از حدلازم قرار دهد. دراین مورد، توصیه می شود که برای جلوگیری از خطا، مقیاسی که تهیه می شود، دارای یک درجه ٔ نامطلوب و تعدادی درجه ٔ مطلوب باشد.

4-خطای تعصب شخصی:

زمانی که درجه بندی کننده به علت تعصبات شخصی، فرد مورد بررسی را خیلی بالا یا خیلی پایین درجه بندی کند، خطای تعصب شخصی مطرح می شود. در این موارد، لازم است به درجه بندی کنندگان تعلیمات لازم داده شود، به نحوی که درموقع اظهارنظر، عوامل تشکیل دهنده ی خصوصیتی را که می خواهند درجه بندی کنند، به تنهایی در نظر بگیرند ونمره گذاری کنند ومعدل این نمره ها را ملاک اظهار نظرخود قرار دهند به علاوه، سعی کنند در زمان درجه بندی، تعصبات خود را کنار بگذارند.

5-خطای تقریب:

هر گاه درمقیاس درجه بندی رفتار، فواصل درجات کم باشد، ممکن است فرد درجه بندی کننده به تقریب متوسل شود ویکی از درجات را علامت بزند. برای جلوگیری از این خطا، بهتر است فواصل درجات، خیلی کم در نظر گرفته نشود.

6-خطای تناقض:

خطای تناقض زمانی پیش می آید که درجه بندی کننده، رفتار فرد مورد نظر را درجهت مخالف تصورات شخصی خود درجه بندی کند. مثلاً کسی که به وقت شناسی اهمیت می دهد، ممکن است دانش آموزی را که دیر به کلاس می آید، به لحاظ رعایت مقررات، در درجات پایین قرار دهد. این خطا، از جهاتی مشابه خطای هاله ای و تعصب شخصی است و برای جلوگیری ازوقوع این خطا، می توان از راه های مطرح شده در مورد این خطاها استفاده کرد. فرق خطای هاله ای با خطای تناقض آن است که خطای هاله ای، به علت وجود یک خصوصیت بارز در دانش آموز به وقوع می پیوندد و حال آنکه در خطای تناقض، علت ایجاد خطا، ادراک شخصی، درجه بندی کننده است؛ و فرق خطای تناقض و است و موارد بیشتری را در بر می گیرد، در حالی که خطای تناقض تا حدودی قابل توجیه است و درموارد محدودی اعمال می شود. مثلاً کسی که به علت تعصبات خاص، دختران را در درجاتی پایین تر از پسران قرار می دهد، با کسی که به علت ارزش دادنخود به وقت شناسی، دانش آموز را به لحاظ رعایت مقررات دردرجه ٔ پایین قرار می دهد ولی در موارد دیگر، این خطا را مرتکب نمی شود، متفاوت است. حالت اول، خطای تعصب شخصی و حالت دوم، خطای تناقض است.

7-خطای منطقی یا کلامی:

هر گاه خطای درجه بندی، به تفاوت معنا و مفهوم کلمات و خصوصیات مربوط باشد، خطای انجام شده خطای منطقی یا کلامی نامیده می شود، مثلاً اگر در نظر معلم، مفهوم «با انضباط » با«ساکت بودن» یکی باشد، در این صورت معلم دانش آموزساکت را به لحاظ انضباط، در درجه ٔ بالا درجه بندی خواهد کرد. برای جلوگیری از این خطا، باید قبل از درجه بندی، خصوصیات ورفتارها کاملاً تعریف شوند و درجه بندی کنندگان در مورد معنا و مفهوم خصوصیات توافق کنند و وحدت نظر پیدا کنند تا بتوانند به گونه ای هماهنگ با هم، عمل کنند.

 

مجله اینترنتی مهکام